![]() |
![]() |
|
| عشق واقعی |
|
وقتی فهمید می خوامش خندید و رفت
التماس را توی چشمام دید و رفت
با همه خوبیهام بی وفا
رنگ غم به زندگیم پاشید و رفت
دیگه دل از همه دنیا سرده
کی میگه گریه دوای درده
بعد از اون چشم من دیگه خواب نداره
بس که گریه کردم چشام آب نداره
هر چی من بگم باز تمومی نداره
از غم و غصه هام
که حساب نداره
چه کنم ای خدا با دل شکسته
چه کنم با دلی که ز خون نشسته
میدونست مهرشو با جونم خریدم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 10 بهمن1385ساعت 20:14 توسط nani |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی
ولی با خفت و خاری پی شبنم نمی گردم تو یه صبح گرم تابستون(4 تیر 1365)به دنیا اومدم تولدم هم مثل خودم عجیب بود عاشق هر چی دل گرم و با صفام مثل فصل تولدم عاشقم بدجوری عاشقم ولی نترسید آزارم به کسی نمی رسه... |
| پیوندهای روزانه |
|
کلیپ خدافظ آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
آی نسیم سحری... شهر عشق دلم برات تنگه عزیز ... تنهایی... وفا... عشق یعنی... خدا آیدا در آینه باد و باد نما دوستت دارم... |
| پیوندها |
|
عاشقانه ها ترنم سکوت دل ما راست قامتان جاوید فرفره بی باد shaahin.hack love sky دنیای عشق کلبه دل سارا غم پائیزی دل نوشته ها خدا و عشق دلبر تنها یزد شهر عشق گروه فرهنگی,قرآنی راهیان نور |
|
RSS
|