![]() |
![]() |
|
| عشق واقعی |
|
پس از آن غروب رفتن
اولین طلوع من باش من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش شبو از قصه جدا کن چکه کن رو باور من خط بکش رو جای پای گریه های آخر من اسمتو ببخش به لبهام بی تو خالیه نفسهام قد بکش تو باور من زیر سایه بون دستام خواب سبز رازقی باش عاشق هميشگي باش خسته ام از تلخی شب تو طلوع زندگی باش من پر از حرف سکوتم خالیم رو به سقوطم بی تو و آبی عشقت تشنه ام کویر لوتم نمیخوام آشفته باشم آرزوی خفته باشم تو نـذار آخـر قصه حرفـمو نگفته باشم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 23 بهمن1385ساعت 10:19 توسط nani |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی
ولی با خفت و خاری پی شبنم نمی گردم تو یه صبح گرم تابستون(4 تیر 1365)به دنیا اومدم تولدم هم مثل خودم عجیب بود عاشق هر چی دل گرم و با صفام مثل فصل تولدم عاشقم بدجوری عاشقم ولی نترسید آزارم به کسی نمی رسه... |
| پیوندهای روزانه |
|
کلیپ خدافظ آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
آی نسیم سحری... شهر عشق دلم برات تنگه عزیز ... تنهایی... وفا... عشق یعنی... خدا آیدا در آینه باد و باد نما دوستت دارم... |
| پیوندها |
|
عاشقانه ها ترنم سکوت دل ما راست قامتان جاوید فرفره بی باد shaahin.hack love sky دنیای عشق کلبه دل سارا غم پائیزی دل نوشته ها خدا و عشق دلبر تنها یزد شهر عشق گروه فرهنگی,قرآنی راهیان نور |
|
RSS
|